تبلیغات
قرآن نفیس به خط نسخ استاد احمد نیریزی و تذهیب اصفهان - درمورد تذهیب
یکشنبه 26 اردیبهشت 1389

درمورد تذهیب

   نوشته شده توسط: بهروز غفاریان    نوع مطلب :قرآن نیریزی ،تذهیب و قرآن نگاری ،

تعریف تذهیب

تذهیب ، هنر نسخه آرایی با طرحهای تزیینی هندسی و نقشمایه های انتزاعی گیاهی ،تذهیب وا‍ژه ای عربی است و مصدری از «ذهب» در باب تفعیل است. ذهب به معنای طلاست و تذهیب به معنای طلاکاری و زراندود کردن است از طرفی رنگ طلایی در هنر تذهیب به‌عنوان رنگ درخشانی است که ارزش ویژه ای دارد برای همین تذهیب را زرگرفتن و طلا کاری دانسته‌اند. به هر حال تذهیب را می‌توان مجموعه‌ای از نقشهای بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هرچه زیباتر کردن کتابها وآثار مذهبی، علمی، فرهنگی، تاریخی، دیوان اشعار، جُـنگهای هنری و قطعه‌های زیبای خط به کار می‌برند .برخی گونة زرین این هنر را «تذهیب » و گونة رنگارنگ آن را «ترصیع » نامیده اند، اما چون رنگ طلایی رنگمایة اصلی این هنر است معمولاً آن را تذهیب می خوانند.



 

مکتب‌های تذهیب


تذهیب، همچون نقاشی، دارای مکتبها و دوره‌های خاصی است ؛ چنانکه می‌توان از مکاتب سلجوقی، بخارا، تیموری، صفوی و قاجار و شعب مختلف هر مکتب سخن گفت. برای مثال، در مکتب تیموری، شعبه‌های شیراز، تبریز، خراسان و... را می‌توان تمیز داد و در واقع، تفاوت در رنگ‌ها، روش قرار گرفتن نقش‌ها در یک صفحه تذهیب و تنظیم نقش‌ها در مکتب‌های مختلف، عامل این تفاوت است. برای نمونه، تذهیب در مکتب بخارا به آسانی از تذهیب در دیگر مکتب‌ها بازشناخته می‌شود. چون، در مکتب بخارا از رنگ‌های زنگار، شنگرف، سورنج و سیاه استفاده می‌شده‌است، در صورتی که در مکتبهای دیگر، رنگها به این ترتیب کاربرد نداشته‌است.

می‌توان گفت تذهیبهای دوره‌های مختلف، بیان کننده حالات و روحیات آن دوره‌ها هستند: تذهیب سده چهارم ه.ق ساده و بی پیرایه، سده‌های پنجم و ششم ه.ق متین و منسجم، سده هشتم ه.ق پرشکوه و نیرومند و سده‌های نهم و دهم ه.ق ظریف و تجملی هستند.

بررسی آثار تذهیب شده دردوره‌های گذشته، بر تأثیر فراوان هنر تذهیب ایران در دیگر کشورها – هند، ترکیه عثمانی و کشورهای عربی- حکایت دارد. هنرمندانی که در اوایل دورهٔ صفوی از ایران به هند مهاجرت کردند، بنیانگذار مکتب نقاشی ایران و هند شدند و آثاری بزرگ از خود بر جا گذاردند. آثار به جا مانده از مکتب مغولی هند که در نوع خود بی مانند است، بر این واقعیت حکایت دارد که این مکتب تداوم مکتب نقاشی ایران و هند است.

در ترکیه عثمانی، هنرمندان مذهّب زیاد جلوه نکردند و اگر این هنر در آن سرزمین رشدی کرد، به خاطر هنرمندان ایرانیی بود که با مهاجرت به ترکیه عثمانی، بنیانگذار مکتب هنری در آن دیار شدند. در کشورهای عربی نیز، به سبب بازگشت هنرمندان ایرانی از آن کشورها، هنر تذهیب اوجی نیافت.

در واقع، هنر تذهیب ایران در دنیا یگانه‌است. در اروپا، به نوعی از آذین و آرایش، تذهیب می‌گویند و تذهیب ایرانی را با آن مقایسه می‌کنند ؛ اما تذهیب اروپایی با تذهیب به شیوه ایرانی، به طور کلی، فرق دارد. آذینهای تذهیب اروپایی از ساقهٔ درختی مانند مو و برگهای رنگین تشکیل شده‌است و در کنار آنها، گاهی پرندگان، حیوانها، صورتهای مختلف انسان و مناظر طبیعی را می‌توان دید.

پیشینه
پیشینه آذین و تذهیب در هنر کتاب آرایی ایران، به دوره ساسانی می‌رسد. بعد از نفوذ اسلام در ایران، هنر تذهیب در اختیار حکومتهای اسلامی و عرب قرار گرفت و «هنر اسلامی» نام یافت. اگر چه زمانی این هنر از بالندگی فرو ماند، اما مجدداً پویایی خود را به دست آورد. چنانکه در دورهٔ سلجوقی مذهـبان، آرایش قرآنها، ابراز و ادوات، ظرفها، بافته‌ها و بناها را پیشهٔ خود ساختند و چندی بعد، در دوره تیموری این هنر به اوج خود رسید و زیباترین آثار تذهیب شده به وجود آمد.

هنرمندان نقاش، صحافان و صنعتگران، به خواست سلاطین از سراسر ایران فراخوانده شدند و درکتابخانه‌های پایتخت به کار گمارده شدند. بدین ترتیب، آثار ارزشمند و با شکوهی پدید آمد. در دورهٔ صفوی، نقاشی، تذهیب و خط درخدمت هنر کتاب آرایی قرار گرفت و آثاری به وجود آمد که زینت بخش موزه‌های ایران و جهان است. اما، رنج هنرمندان بی ارج ماند و ارزش آنان در زمان زندگیشان شناخته نشد و هنر نقاشی به ویژه تذهیب، پس از دوره صفوی از رونق افتاد. اگر چه هجوم فرهنگ غرب به ایران، حرکت پیشرو این هنر را کند ساخت، ولی با زحمت هنرمندان متعهد و دوستداران هنر این مرز و بوم، شعلهٔ هنر تذهیب همچنان فروزان است.

 


تذهیب ایرانی
شاید بتوان تاریخ آرایش و تذهیب قرآن را هم‌زمان با نوشتن آن دانست به این معنی که نخست به منظور تعیین سر سوره‌ها، آیه‌ها، جزوه‌ها و سجده‌ها آن را به نوعی تزئین می‌کردند. رفته رفته علاقه مفرط مسلمانان به قرآن و همچنین عشق به تجمل، هنرمندان را بر آن داشت تا در تذهیب آن دقت بیشتری به کار برند و در نتیجه این آثار از سادگی بیرون آمد و جنبه تزئینی به خود گرفت به خصوص قرآن‌هایی که در برای امرا و بزرگان نوشته می‌شد. این امر خود یکی از علل توجه هنرمندان به تزیین بیشتر و موجب تکامل فن تذهیب شد.

به گزارش میراث خبر مهدی مکی نژاد، عضو گروه هنرهای سنتی فرهنگستان هنردر باره منشاء هنر تذهیب می‌گوید: «دقیقا نمی‌توانیم بگوییم منشاء این هنر ایران است اما آنچه مسلم است این است که این هنر از دوران ساسانیان به صورت گچبری‌های دیوار و حتی پیش از آن به صورت نقوش روی سفالینه وجود داشته‌است. که بعد از اسلام این نقوش و حجاری‌ها وارد کتاب‌ها می‌شود و بیشتر خودش را نشان می‌دهد.» از طرز تذهیب و آرایش قرآن هائی که قبل از قرن سوم هجری تدوین شده اطلاع چندانی در دست نیست. اصولا درباره هنر نقاشی و مذهب کاری در قرون اولیه اسلام اطلاع زیادی در دست نیست. قرآنها نفیس غالباً به دستور سلاطین و امراء وقت تهیه می‌شدو هنر مندان سعی می‌کردندآنرا که بطرز بسیار عالی آرایش کنند.

قدیمی ترین قرآن‌های باقی مانده از قرون اولیه اسلام همگی به خط کوفی است، نقش و تزئین آنها تقریباً یکنواخت بوده فقط در صفحه اول وگاهی دو صفحه آخر با نقوش هندسی آرایش می‌شدند. سر سوره‌ها نیز غالباً دارای نقوش تزئینی بوده و عموماً در سمت راست آنها یک یا چند گل درشت وترنج طرح می‌زدند. شروع سوره و اسم آن را هم به قلم زر می‌نوشته‌اند و نقطه‌های حروف را با رنگ قرمز و سبز یا زعفران و آب طلا مشخص می‌کردند. محل حزب و سایر علامات هم به همین شیوه مزین می‌شد. چون ایرانی‌های مانوی مذهب، کتاب دینی خود (ارژنگ یا ارتنگ) را که به وسیله مانی منقوش و مزین مزین دیده بودند بعد از ایمان آوردن به اسلام به تزئین قران رو آوردند. اما احتمالاً به دلیل اینکه اسلام شکل و تصویررا نهی کرده و مکروه دانسته هنر مندان برای ارضاء حس هنری خود به تزئین و تذهیب رو آوردند.

صفحات بدست آمده از کاوشهای علمی تورفانی نشان می‌دهد که نقاشان و خطاطان آن زمان توانسته‌اند به نحو زیبائی خطوط را با نقوش ترکیب کنند. این سبک در دورا ن اسلامی متداول و معمول شد.


تذهیب

مکی نژاد درباره این هنر در دوران اسلامی می‌گوید:«مهم نیست که مبداء این هنر ایران بوده‌است یا نه اما مسلم است که این هنر در ایران تکامل پیدا می‌کند و نظم هندسی خاصی به خود گرفته‌است. تنها در ایران است که تذهیب به این شکل، با این نظم و با این هندسه دیده شده‌است. کارهای مشابهی که عرب‌ها یا چینیان انجام داده‌اند در مقابل آثار ایرانی بسیار ضعیف جلوه می‌کند. پراکندگی رنگ‌ها و نقوش هندسی اقوام دیگر هنوز هم به پختگی کامل نرسیده‌است.تذهیب ایرانی واقعا بی نظیر است.» در قرون اولیه دوران اسلامی به همان اندازه که به خوشنویسی توجه می‌شد فن آرایش و تذهیب نیز مورد علاقه بزرگان و امیران بود تا جائی که در نقاط مختلف ایران به خصوص خراسان، مراکزی جهت تعلیم و پرورش علاقمندان در این فن به وجودآمد و رفته رفته فن تذهیب راه کمال را طی کرد.درقرون اولیه دوران اسلامی، خود خطاطان کار تذهیب را به عهده داشته‌اند ولی به تدریج تقسیم کار بین هنرمندان متداول و مرسوم شد. به احتمال قوی اول خطاط و خوشنویس کار خود را انجام می‌داد، یعنی نسخه کتاب و یا قرآن را می‌نوشته و در ضمن کتابت آن مقداری فضا برای کشیدن صور و یا مذهّب کاری در صفحات خالی می‌می گذاشتند، طوری که بعضی از این کتاب‌ها که هم اکنون در دست است نشان می‌دهد که قسمتی از کار تذهیب ناتمام مانده‌است.

از قرن ششم به بعد تزئین و تذهیب قرآن‌ها با روشی که در دوره‌های قبل به کار برده می‌شد فاصله گرفت. تزئینات از سادگی خارج شد و نقوش هندسی جای خود را به طرح‌های شاخ و برگ دار داده‌اند این گلبرگ‌های به هم پیچیده انسان را به یاد نقوش سلجوقی که بر روی مساجد این دوره در اصفهان و قزوین و اردستان بنا شده‌اند می‌اندازد. از دوره سلجوقی تعدادی قرآن‌های مذهّب باقی مانده که شاید یکی از بهترین و نفیس ترین انواع آن قرآنی است با تفسیر مجلد که در سال ۵۸۴ فراهم شد است. این قرآن برای مطالعه امیر غیاث الدین ابوالفتح محمد بن سام تهیه و کاتب آن محمد بن عیسی بن علی نیشابوری است ولی متأسفانه از نام مذهب آن ذکری به میان نیامده و احتمال فراهم آوردن آن در خراسان از توسط امیر غوریان وجود دارد که قرآن به نام او مصور است. در اواخر قرن هفتم و اوائل قرن هشتم هجری شهر تبریز یکی از مراکز مهم برای تشویق و پرورش هنر مندان به شمار می‌رفت و این امر موجبات توسعه و تکامل فن نقاشی و تذهیب را فراهم ساخت، به خصوص در اوائل قرن هشتم به همت و سعی خواجه رشید الدین که بانی ربع رشیدی در نزدیکی شهر تبریز است توجه بیشتری برای کتابت قرآن و کتاب و آرایش و تذهیب آنها شد و در نتیجه مکتب جدیدی که به مکتب تبریز معروف است، به وجود آمد که درهنر نقاشی و فن تذهیب دوره‌های بعد تأثیر زیادی داشته‌است.

از تغییراتی که در طرز تذهیب و آرایش قرآن و کتاب در این دوره به وجود آمد، استفاده از اشکال هشت گوش و ستاره دوازده پر به صورت مرکب یا مجزا از هم بر سر لوح‌ها و نیز ستاره‌های آبی رنگ و گل‌های پرپر کوچک برای تزئین است. سر سوره‌ها نسبتاً پهن و با خط کوفی روی زمینه لاجوردی با شاخ و برگ درشت نقش شده‌است. در حواشی قرآن نیز گاهی نقش تزئینی از طرح‌های اسلیمی دیده می‌شود که از حیث رنگ آمیزی بسیار جالب است. علاوه بر رنگ طلا از الوان دیگر چون آبی، قرمز، سبز و پرتقالی نیز استفاده می‌شده، روی هم رفته در این دوره صنعت تذهیب به اوج کمال و ترقی خود رسیده‌است.

دوره تیموری از دوره‌های بسیار مهم و پررونق و اعلای هنر مذهّب کاری است. سلاطین تیموری همه مشوق هنر کتاب نویسی بوده‌اند که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آنها «بای سنقر میرزا» پسر شاهرخ بوده‌است. این شاهزاده علاوه بر اینکه خود به شخصه مردی هنرمند و بهره مند از فنون کتابت و خط و تذهیب و نقاشی بود، جمع کثیری از هنرمندان که از سراسر امپراتوری تیموری گرد آورده‌اند که در دربار و دارالعلم و کتابخانه‌ای که در هرات بنیاد نهاده بود می‌زیستند. در این شهر کاغذ ساز، خطاط، تذهیب کار، صحاف، رنگ ساب، نقاش و امثال این قبیل هنرمندان از اهمیت بالایی برخوردار بودند.کتب این شهر از نفیس ترین و زیباترین کتاب هائی است که تا کنون تهیه شده.

در این زمان هنرمندان توجه زیادی به ترسیم اشکال، نباتات، گل‌ها، مناظر طبیعی و گاهی اشکال پرندگان کرده‌اند. قرآن‌های این دوره مخصوصاً آنها که برای شاهرخ و بایسنقر میرزا فراهم شده در زمره زیباترین تذهیب کاری هاست. طلا و لاجورد یکی از عوامل اصلی کار آنها بوده و در همه حال برای آرایش و تذهیب کتاب و قرآن از آنها استفاده می‌شده‌است. صنعت تذهیب که در دوره تیموری راه کمال پیمود در زمان صفویه نیز ادامه پیدا کرد. در این زمان زمینه‌ها معمولاً آبی رنگ است و تقسیم‌ها کوچکتر و به رنگ طلایی و سیاه دیده می‌شود. طرح‌های تزئینی نیز به رنگ سفید، زرد، سرخ، آبی و سبز است. تذهیب کاری و نقاشی با طلا در دوره صفویه ترقی کرد. بسیاری از نسخ باقی مانده از این زمان حاشیه بزرگی دارد که مناظر طبیعی، اشکال انسان و حیوان بر آن نقاشی شده و رنگ طلایی، سبز و زرد در آنها به کار رفته‌است. اما امروز تذهیب چه وضعیتی دارد؟ مهدی مکی نژاد، عضو گروه هنرهای سنتی فرهنگستان هنردر باره هنر تذهیب در دوران معاصر به میراث خبر گفت: «در دوران معاصر ما با دو نوع تذهیب روبرو می‌شویم، اول تذهیب‌هایی که هنرمندان آن پایبند به اصول سنتی این هنر هستند. آثار این گروه از نظر فرم و شکل متنوع تر از گذشته شده‌است اما آن ساختار شکنی صورت نگرفته‌است. در واقع موتیوها، المان‌ها، نقوش پرندگان، گل‌ها و گیاهان همان هاست اما طرح‌ها و تا حد زیادی رنگ‌ها عوض شده‌اند. اما در دسته دوم نگاه متفاوتی وجود دارد که می‌تواند نوید بخش تحولاتی در آینده باشد.»

مکی نژاد معتقد است:«اتفاقی که در نگار گری ایرانی افتاد حالا دارد در تذهیب می‌افتد. استادانی چون فرشچیان نگاه سنتی به نگارگری دارند اما نگارگرانی مثل تاکستانی و مجید مهرگان نگاه متفاوتی دارند و بیان قلم آنها ضمن حفظ اصالت و به مضامین اسطوره‌ای جدید و امروزی نگاه می‌کنند. شاید این حرکت‌ها هنوز به صورت انفرادی باشد اما امیدواریم میان هنر جویان این رشته جایگاه این هنر محکم شود و سبک تازه‌ای در آن ابداع شود.»


تذهیب

تذهیب ، هنر نسخه آرایی با طرحهای تزیینی هندسی و نقشمایه های انتزاعی گیاهی . تذهیب در لغت به معنای «زراندود کردن » و «طلاکاری » است . برخی گونة زرین این هنر را «تذهیب » و گونة رنگارنگ آن را «ترصیع » نامیده اند، اما چون رنگ طلایی رنگمایة اصلی این هنر است معمولاً آن را تذهیب می خوانند .

نسخه آرایی در فرهنگهایی که متون دینی داشته اند کم و بیش رواج داشته است . در ایران پیشینة این هنر به مانویان در آراستن متونشان بازمی گردد. مسلمانان شهرهای عراق از قرن نخست با مانویان و فرهنگ و هنر مانوی آشنایی داشتند و در برخی منابع اسلامی کوشش مانویان برای تزیین و طلاکاری متون مذمت شده است. مطابق گزارش ابن جوزی، تزیینات نُسَخ مانوی چنان زیاد بود که در 311، وقتی چهار صندوق از کتابهای آنان را سوزاندند، زر و سیم از آن جاری شد؛ با اینهمه ، دیری نگذشت که مسلمانان این سنّت ایرانی را پسندیدند.

مسلمانان نخستین آرایه های رنگین را در سدة نخست بر خوش نویسی قرآن کریم افزودند. مطابق سنّتی معنوی ، حضرت علی علیه السلام را نخستین خوش نویس (عقیلی رستمداری ، ص 323ـ324؛ مجنون رفیقی هروی ، ص 213؛ خویی ، ص 545) و مُذَهِّب عالَم اسلام دانسته اند (دوست محمد هروی ، ص 267؛ قصه خوان ، ص 282؛ منشی قمی ، ص 128).

برخی خاورشناسان کوشیده اند تا ریشه های اقبال عالم اسلام به نسخه آرایی را به فرهنگهای پیرامونی آن بازگردانند. اتینگهاوزن در بارة تأثیر گرفتن تزیینات نسخ کهن قرآن کریم از نقشمایه های ساسانی ، قبطی ، بیزانسی و عبری تحقیقاتی کرده (ص 1942ـ1945؛ نیز رجوع کنید به حسن ، ص 70) و خصوصاً به الهام گرفتن اعراب از تزیینات نسخ خطی یونانی ــ نسخی که از روم شرقی به بیت الحکمه * برده شده بود ــ اشاره نموده است . وی در بارة تأثیر نوعی کتیبه نگاری کهن بیزانسی به نام «تابولا آنساتا» بر نسخه آرایی قرآنهای سده های نخست اسلامی و قرآنهای سدة ششم به بعد مبالغه کرده است . از دیدگاه لویی ماسینیون نیز (ص 1935ـ1936) جهان بینی مانوی بر هنر تذهیب حاکم است .

گر چه در برخی احادیث ، تصویرگری منع شده و در برخی دیگر مکروه دانسته شده است ( رجوع کنید به بخاری جعفی ، ج 4، ص 82)، اما در شماری از احادیث آمده که کشیدنِ تصویر خورشید و ماه و گیاهان و سایر چیزها، بجز انسان و حیوان ، جایز است (حرّ عاملی ، ج 17، ص 296؛ مجلسی ، ج 76، ص 288). افزون بر این نقوش گیاهیِ تذهیب غالباً چنان انتزاعی است که منشأ طبیعی آن معلوم نمی شود (کونل ، 1367ش ، ص 10ـ13). با اینهمه ، در سنّت اسلامی نشانه گذاری و تزیین قرآن را با طلا و نقره مکروه می دانستند ( رجوع کنید به بجلی رازی ، ص 41ـ43؛ قلقشندی ، ج 2، ص 442)، مثلاً خلیفه عبدالملک (حک : 65ـ86) کاتبان قرآن را از به کار بردن هرگونه آرایه و نشانة رنگین در کتابت قرآن کریم منع کرده بود ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ج 4، ص 1120). بتدریج مذهّبان متن قرآن را با تزیینهایی آراستند که تزیین سرلوحة سوره ها و فاصلة میان آیات بارزترین آنهاست . همچنین علایمِ نشان دهندة هر پنج یا ده آیه (تخمیس یا تعشیر) و هر حزب و جزء، که در حواشی قرآن درج می شد، محل مناسبی بود برای تکرارهای منظم نشانه های تزیینی . آیات «سجده » نیز با نشانی محراب گونه مشخص می شد (لینگز ، ص 71ـ72؛ رجوع کنید به تصویر).

چون بسیاری از نسخه های قرآنِ قرن نخست از میان رفته است ، بررسی میزان رواج مصحف آرایی در آن سده به آسانی ممکن نیست ، اما برای نمونه 5ر12% از قرآنهای سدة نخست ــ که در مجموعة عظیم صنعا در یمن محفوظ است ــ دارای تذهیب است ( رجوع کنید به سبک عبّاسی ، ص 21). در سدة اول و دوم ، فراوانترین تزیینات قرآنی حاشیة نوارمانندی بود از طرحهای هندسی در هم بافته که در پایان هر سوره و آغاز سورة دیگر کشیده می شد. نقش نوارها که اغلب به تقلید از نقوش کاشی یا منسوجات است ، طرحهای گیاهی ندارد، اما در بعضی نسخه ها، در سرسوره ها نقشمایه های گیاهی دیده می شود. مُذهّب در جایی که سوره ای در وسط یک سطر به پایان می رسید، معمولاً با عریضتر کردن طرح نوار تزیینی یا تکرار نوار در دو ردیف ، فضای خالی را پر می کرد. در سدة دوم نوار تزیینی ، ترکیب و پیچیدگی تازه ای یافت و عنوان سوره در میان آن زرنوشت می شد یا اطراف حروف با نقشهای گیاهی پر می شد به طوری که حروف به صورت تو خالی نمایان می گردید. نقشمایه های گیاهی این دوره در آثار دورة ساسانی و منسوجات قبطی دیده می شود. آرنولد گرومان رنگ پردازی تذهیب این دوره را تابع دو الگوی کلی می داند: الگوی کهن قبطی که رنگ زرد و اُخرا و سبز تیره و ارغوانی را به کار می برد و الگوی دیگری که از رنگ طلایی همراه با آبی و به نسبت کمتری ارغوانی و لاجوردی و سبز و قهوه ای استفاده می کرد. از نقشمایه های مهم این دوره ، درخت نخل است که در واقع ، نقشمایه ای از دورة ساسانی است . از نقشمایه هایی که بعدها رواج یافت ، «محراب آتش » و دو بال پرنده ای است که اناری در میان آن قرار گرفته ؛ این دو نقشمایه در گچ بریهای دورة ساسانی بسیار دیده شده است . همچنین دایره هایی که در پایان هر آیه کشیده می شد، به تأثیر از دایره هایی بود که درمتون ادبی پهلوی بر روی پاپیروسها کشیده می شد و از علایم سجاوندی به شمار می آمد و نمونه ای از آنها اکنون درمجموعة آرشدوک راینر در وین محفوظ است (اتینگهاوزن ، ص 1940ـ1946).به گزارش ابن ندیم (ص 12)، یقطینی ، ابراهیم صغیر، ابوموسی بن عمار، ابن سقطی و ابوعبداللّه خزیمی از جمله مذهّبان مشهور سده های نخست هجری بوده اند.

با گسترش فتوح اسلامی در اواخر قرن دوم ، مسلمانان کاغذسازی را از مردم سمرقند آموختند و رفته رفته کاغذ

را جانشین چرم و پوست کردند. تزیین بر روی کاغذ بمراتب آسانتر بود. در دورة سلجوقیان (429ـ552) در فن کتاب سازی و کتاب آرایی دگرگونیهایی پدید آمد: قطع کتابها از مستطیل افقی به مستطیل عمودی تغییر یافت و متناسب با آن آرایه ها و تزیینات نُسَخ نیز تغییر کرد، همچنین خط نَسخ ــ که در مقایسه با خط کوفی ساده و غیرترسیمی است ــ رواج یافت و همین ویژگی خط نسخ امکان به کارگیری آرایه ها و تزیینات مستقل را فراهم کرد (اتینگهاوزن ، ص 1946ـ1947؛ نیز رجوع کنید به حسن ، ص 70ـ71). در دورة سلجوقی ، با توجه به قرآنهایی که در صفحات پایانی آنها در بارة ایرانی بودن کاتب و محرّر و مذهّب اطلاعاتی آمده ؛ می توان با قاطعیت از تذهیب ایرانی سخن گفت ( رجوع کنید به اتینگهاوزن ، ص 1946). قرآنهای دورة سلجوقی با «سرلوح » آغاز می شد. این سرلوحها غالباً از اشکال در هم آمیختة هندسی و ستاره های هشت پر و شش پر تشکیل می یافت . افزون بر این ، علایمی که در حاشیه برای مشخص کردن هر پنج و ده آیه و سایر تقسیمات و اطلاعات به کار می رفت ، تزیینات ویژه ای داشت . در این تزیینات ، طرحهای اسلیمیِ ابتدایی و ظریف به کار می رفت . ابتکار مذهّبان دورة سلجوقی ، تحریر * (دورگیری ) حروف و علامات و حرکات خوش نویسی شده با خطوط دقیق و سنجیده بود. فضای بین این خطوط را با نقشهای گیاهی و هندسی پر می کردند و بدین ترتیب ، متن برجسته تر از زمینة تذهیب یافتة آن , به نظر می رسید.این شیوه بعدها ادامه یافت و به کمال رسید (همان ، ص 1948ـ1954).

عبدالرحمان بن محمد دامغانی و عثمان بن حسین بن ابوسهل وراق از مذهّبان مشهور دورة سلجوقی بوده اند (منشی قمی ، مقدمة سهیلی خوانساری ، ص بیست و پنج ؛ برای اطلاعات بیشتر در بارة عثمان وراق و شیوة تذهیب او رجوع کنید به گلچین معانی ، ص 45ـ65).

پس از یورش مغولان به ایران تا پایان قرن هفتم ، در کار مذهّبان فترتی پیش آمد، اما از زمان اسلام آوردن حاکمان مغول تا پایان سلطنت ایلخانان (ح 750) هنر تذهیب بتدریج متحول شد. شهرهای مراغه و سلطانیه و بیش از همه تبریز مرکز رواج دوبارة این هنر بودند. در این دوره قرآنهای مذهّب زیبایی به دستور الجایتو (حک : 703ـ716) و وزیرانش ، رشیدالدین فضل اللّه (متوفی 718) و سعدالدین آوجی (متوفی 711)، تحریر و تذهیب شد (برای اطلاع از فهرست نسخ شناخته شدة این دوره رجوع کنید به اتینگهاوزن ، ص 1954ـ1955، پانویس ). تأثیر پسندهای مغولان بر تذهیب و راه یافتن برخی نقشمایه های خاورِ دور به آن سبب شد که در دورة ایلخانی مکتبی نو در نگارگری و تذهیب پدید آید (برای رجوع کنید به کونل ،
تفصیل و گزارشی از نگاره های بازمانده از این دوره  1977، ص 1833ـ 1838)، اما جوهرة هنر اسلامی در آنها محفوظ ماند.

از اواخر قرن هفتم شیوه ای خاص در تذهیب کتابهای شعر و برخی کتابهای مصور پدید آمد که ظرافت و ریزنقشیِ آن بیش از تذهیب قرآنها در این دوره بود. این شیوه ، طی قرن نهم و با روی کار آمدن تیموریان (ح 771ـ916) و حمایت جانشینان تیمور از تذهیب ــ بویژه در شهر هرات ــ الگوی مناسبی شد برای تحول تذهیبهای قرآنی (لینگز، ص 171). انتخاب رنگ نیز در اواخر دورة مغول متناسب با سلیقة مغولان تحول یافت و رنگ آبی در کنار قرمزِ تند، و گاه در کنار سبز، قرار گرفت . اگرچه رنگِ طلایی و آبی و سبز که در قرآنهای دورة الجایتو به کار می رفت تا اندازه ای تند بود، اما میزان کاربرد آنها فقط در حدی بود که بر درخشندگی اثر بیفزاید. در تذهیب نسخه ای از قرآن کریم متعلق به 728 از رنگهای طلایی و آبی روشن و سبز روشن و تیره و نارنجی و سفید استفاده شده و این رنگها، رنگ آبی تیره مرکز نقش را احاطه کرده است (اتینگهاوزن ، ص 1959). از مهمترین نمونه های تذهیب در عهد مغول قرآنی مذهّب ، با تاریخِ کتابت 713، است که در دارالکتب المصریه نگهداری می شود (زارعی مهرورز، ص 129).

هم زمان با حکومت مغولان در ایران و عراق ، ممالیک مصر و شام نیز از هنر تذهیب حمایت می کردند. تذهیبهای مملوکی به اندازة نمونه های مغولی طبیعت گرایانه نیست . یکی از نمونه های مهم تذهیب مملوکی ، قرآن مذهَّب

رکن الدین است (برای اطلاع بیشتر و نیز برای آگاهی از شیوة تذهیب در دورة ممالیک رجوع کنید به جیمز، ص 147ـ157؛ آتیل ، ص 159ـ171).

الهامات و اقتباسات نگارگران و مذهّبان ایرانی از هنر خاور دور بتدریج با ذوق و سلیقة ایرانیان آمیخته شد.

در دورة تیموری از کاربرد طرحهای هندسیِ دورة مغولی کاسته و بر تزیینات جزئی افزوده شد ( رجوع کنید به اتینگهاوزن ، ص 1961ـ 1962). طبیعت گرایی مغولی که نقشمایه های گیاهی و جانوری را بیش از گذشته در تزیینات وارد کرده بود در طرحهای کاملترِ دورة تیموری همچنان باقی ماند. از سوی دیگر، متناسب با ظرافت خطِ نوپدیدِ نستعلیق * ، نقوش تزیینی نیز ظرافتی مضاعف یافت . در انتخاب رنگ نیز گر چه از تندی رنگهای مغولی کاسته شد، همچنان دو رنگمایة اصلیِ طلایی و آبیِ تیره باقی ماند و نوعی سبز طاووسی و قرمز و سفید و سبز روشن و آبی در کنار آنها به کار رفت (همان ، ص 1959ـ 1968).

امیرخلیل معروف به میرک نقاش ، مذهّب شاهنامة بایسنقری * در 831 (خواندمیر، ج 4، ص 348) و مولانا یاری شیرازی (امیرعلیشیر نوائی ، ص 120ـ121) و ملاحاجی محمد نقاش (همان ، ص 154؛ خواندمیر، همانجا) از جمله مذهّبان بزرگ دورة تیموری بودند.

در دورة صفوی ، ابتدا تبریز و سپس قزوین و اصفهان پایگاه هنرمندان شد و هنرمندان این دوره هنر اسلیمی را

به کمال رساندند ( رجوع کنید به هزاوه ای ، ص 99ـ103). تک نگاره های گیاهیِ بدیعی چون گلهای صد تومانی و گل سرخ بر نقوش تذهیب افزوده شد (اتینگهاوزن ، ص 1969). چنانکه در صفحة آغازین نسخه ای از خمسة نظامی (تحریر 946 تا 949) دیده می شود، در این دوره مذهِّبان بر ظرافت و پهنای نوار حاشیه افزودند. حاشیه های تو در تو که با تاج و کتیبه ترکیب می شد، از یک پهلو به نیم ترنجی تکیه می داد و آن ضلعش که رو به عطف نسخه بود با خطوطی رنگارنگ مکرر می شد و از اطراف سه ضلع دیگرش شَرَفه هایی بسیار ظریف به سوی لبه های کاغذ کشیده می شد. رنگ آبی ــ که معمولاً تیره تر از دوره های پیش بود ــ با دو رنگمایة طلایی مایل به زرد و مایل به سبز اصلیترین رنگهای تذهیب در این دوره بود (همان ، ص 1970). از جمله بزرگترین مذهّبان دورة صفوی ، مولانا محمود، میرک مذهّب و پسرش قوام الدین مسعود، مولانا حسن بغدادی و مولانا عبداللّه شیرازی بودند (اسکندرمنشی ، ج 1، ص 177؛ عالی ، ص 107؛ اتینگهاوزن ، ص 1969، پانویس ؛ حسن ، ص 72).

در این دوره تذهیب نیز همچون بسیاری از هنرهای اسلامی با طریقت معنوی و تصوف پیوند نزدیکتری یافت ؛ چنانکه شرح حال نویسان از بیشتر مذهّبان با عنوان «مولانا» ــ که تکریمی معنوی است ــ یاد می کنند (برای اطلاع بیشتر در بارة تذهیب دورة صفوی رجوع کنید به اتینگهاوزن ، ص 1968ـ1974). هنر تذهیب در دورة صفوی از مرزهای ایران فراتر رفت ؛ چنانکه گاه نمی توان تشخیص داد که مُصحفِ تذهیب شدة قرن دهم یا یازدهم ، ایرانی است یا هندی یا عثمانی (لینگز، ص 189؛ نیز رجوع کنید به فون زیگر ، ص 103: قرآن مذهَّب ، کار عبدالقادر حسینی ، استانبول ، دورة سلطان سلیمان دوم ). فقط در مغرب اسلامی بود که تذهیب از تحولات قرن دهم به دور ماند و شیوة سنّتی خود را ــ که کمابیش به شیوة مملوکی و مغولی نزدیک بود ــ

تا امروز حفظ کرد و بندرت در آن نوآوری صورت گرفت (لینگز، ص 204).

در دورة زندیه ( رجوع کنید به شیراز * ، مکتب ) و افشاریه و قاجار سنّت تذهیب دورة صفوی ادامه یافت و تحولات آن چندان نبود که مکتبی نو ایجاد کند. از سدة دوازدهم در عین ظرافتِ نقوش ، غالباً از هماهنگی طرحها کاسته شد و وضوح نقش در میان انبوه جزئیات از میان رفت و غنای رنگها کم شد. افزون بر اینها، در اواخر این سده هنر اروپایی تا حدودی بر کار طراحان تأثیر گذاشت ( رجوع کنید به برند، ص 241؛ حسن ، ص 73؛ برای نام بسیاری از مذهّبان دورة صفوی تا دورة قاجار رجوع کنید به منشی قمی ، مقدمة سهیلی خوانساری ، ص چهل و هشت ـ پنجاه وسه ؛ در بارة دو مذهّب مشهور دورة قاجار، میرزا عبدالوهاب ملقب به «مذهِّب باشی » و میرزا محمدعلی شیرازی رجوع کنید به ایرانشهر ، ج 1، ص 813 ـ814).

در اواخر دورة قاجار، خالی شدن خزانة دولت و نیز فراوانی نسخه های چاپ سنگی و سربی به جای نسخه های دستنوشت ، سبب بی توجهی به هنر تذهیب و از رونق افتادن آن شد، اما این هنر به شیوه های دیگری ادامه یافت و حتی به طبقة متوسط جامعه نیز راه یافت و به صورت هنری مردمی در آمد؛ قباله ها یا نکاحنامه های مذهَّب نمونه ای از این تغییر کارکرد است ( رجوع کنید به آغداشلو، ص 643ـ649).

در سدة اخیر، با گسترش هنر خوش نویسی و صنعت چاپ رنگی ، هنر تذهیب همچنان در کارکردهای تزیینی گوناگون به کار می رود. آثار هنرمندان جدید گاه پیروی از طرحها و رنگهای سنّتی و گاه همراه با نوآوری است .

تذهیب به مثابه هنری قدسی . برخی سنّت گرایان بر آن اند که در هریک از ادیان ، متناسب با چگونگی تجلی امرِ قدسی ، هنری قدسی می تواند شکل گیرد: در مسیحیت امر قدسی در صورت انسان حلول کرده ، چنانکه قرآن کریم نیز حضرت مسیح را کلمة اللّه خوانده است (آل عمران : 45؛ نساء: 171)، ازینرو شمایل نگاری هنر قدسی است و در اسلام کلمة الاهی به صورت کتاب نازل گشته ، ازینرو خوش نویسی و تذهیب هنر قدسی است . سنّت گرایان ، خوش نویسی و تذهیب را تلاشی برای جبران غیاب پیامبر و تداوم بخشیدن به حضور او به وسیلة انعکاس پیام وحی نبوی می دانند (لینگز، ص 13؛ نیز رجوع کنید به نصر، ص 25، 33؛ در بارة سرشت و تأثیر هنر مقدّس رجوع کنید به بورکهارت ، 1365ش ، ص 95ـ96). بنابراین آگاهی یافتن از اخذ و اقتباسهایی که از هنر ساسانی و بیزانسی صورت گرفته است ، منشأ هنر قدسی تذهیب را آشکار نمی کند، زیرا فضای معنوی حاکم بر این هنر، که چیزی جدا از مواد و مصالح آن است ، محصول الگوپذیریهای ظاهری نیست ، بلکه از الهامی روحانی سرچشمه گرفته است ( رجوع کنید به نصر، ص 10)؛ همچنانکه عرفان تعمق در انفس است ، هنر قدسی نیز تعمق در آفاق است (لینگز، ص 101؛ در بارة سرچشمه گرفتن هنر اسلامی از طریقت معنوی و حکمت رجوع کنید به نصر، ص 12ـ15). در پرتو این بینش معنوی ، تمدن اسلامی نگاره ها و آرایه های باستانی تمدنهای پیشین را با تلقی تازه ای به کار بسته است ، که به تعبیر تیتوس بورکهارت ( رجوع کنید به 1369ش ، ص 146) در خلع و لُبسی دگرگون کننده ، از تلقی اساطیری فاصله گرفته و انتزاعی و توحیدی شده است ، ازینرو، نه تنها نقشهای گیاهی بلکه حتی طرحهای پیچاپیچ هندسی هم واجد عالیترین رمزهای قدسی دانسته شده است . شهاب الدین سهروردی در یکی از نیایشهای خود، باری تعالی را صاحب دایرة عُظما می خواند که همة دوایر از آن نشئت می گیرد و همة خطوط به آن منتهی می شود (دانش پژوه ، ص 96). بورکهارت (1365 ش ، ص 75) نیز نقشهای هندسی هنر اسلامی را نشان دهندة «وحدت در کثرت » و «کثرت در وحدت » می داند. مارتین لینگز، اسلام شناس مسلمان ، نیز با استفاده از تعبیر فریتیوف شوان در رمزگشایی دوایر متحدالمرکز خانة عنکبوت ، نقوش تذهیبهای قرآنی را تجلی گر سه راز وحی و ظهور و رجعت معرفی می کند ( رجوع کنید به ص 115ـ11).

در تذهیب ، رنگها نیز معنایی متعالی می یابند. طلایی رنگ نور و نمادِ اشراقِ آگاهی بخش الاهی و مناسب اسم «عالِم » و «منوِّر» است و در میان رنگهای تذهیب نخستین منزلت را دارد. رنگ آبی نیز بعد از نیمة سدة چهارم ، بتدریج در سرزمینهای شرقی جهان اسلام بر رنگهای سبز و سرخ برتری یافت و هم تراز طلایی شد و در سرزمینهای غربی قلمرو اسلام نیز در مرتبة دوم ، پس از طلایی ، ماند. آبی رنگ آسمان است که بسان رحمت لایتناهی الاهی همه چیز را فرا گرفته و نیز رنگ دریاست که تالی آسمان است ؛ پس با اسم «رحمان » و «محیط » تناسب دارد (لینگز، ص 76ـ 78). سردی رنگ آبی و طلایی همانگونه که در محرابها حضور قلب مؤمن را برهم نمی زند، در تذهیبهای قرآنی نیز او را به تلاوت آیه ها و تأمل در آرایه ها دعوت می کند (اتینگهاوزن ، ص 195).

از نظر سنّت گرایان در تذهیب افزون بر نقش و رنگ ، فضا نیز کارکردی قدسی دارد. فضای دو بُعدی این هنر نشان می دهد که هنرمند نه تنها درپی تقلید از عالم جسمانی نبوده ، بلکه با ساختن بُعد متعالی ، عالم خیال یا صور معلقه را نمایانده است ( رجوع کنید به نصر، ص 171ـ 178). در حالی که از منظری دیگر، این خصیصه می تواند ناآگاهی از قواعد سه بُعدی سازی تلقی شود. فضاهای خالی در اسلیمیهای تذهیب را می توان از دو دیدگاه بررسی کرد؛ از دیدگاه منتقدان هنری ، فضای خالی از یک سو تأثیر بصری طرح را تکمیل می کند و بر تمامیت طرح تأکید دارد و از سوی دیگر به صورت زمینة کار جلوه می کند ( رجوع کنید به اسلیمی و ختایی ، مقدمة مالکی ، ص 6؛ کونل ، 1367 ش ، ص 15)، اما سنّت گرایان ، فضای خالی را در خوش نویسی و در نقشهای اسلیمی حاصل نگرشی معنوی به «فقر» می دانند که همچون خالی بودنِ نمونه وار مسجد تداعی کنندة حضور الاهی است . فضای خالی بر سرشت گذرا و موقت اشیای مادّی تأکید می کند، اما نه چندانکه واقعیت عالم مادّه را بکلی انکار کند. ترکیب فضای خالی با فضای پر، تجسم «وحدت در کثرت » است (در بارة اهمیت فضای خالی در هنر اسلامی رجوع کنید به نصر، ص 179ـ186).


بازدید کننده ی عزیز تمامی مطالب این وبنوشت از وبگاه قرآن نفیس استاد احمد نیریزی انتخاب شده است که در آن مطالب کامل و متنوع همراه با تصاویر و ویدیو هایی از این اثر نفیس مشاهده خواهید کرد.



برچسب ها: قرآن نیریزی ، خط نسخ ، قرآن نگاری ، تذهیب ،

Can exercise increase your height?
چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:25 ب.ظ
What's Taking place i am new to this, I stumbled upon this I've found It positively useful and it
has helped me out loads. I'm hoping to contribute
& help other users like its helped me. Good job.
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 06:52 ب.ظ
Heya i am for the first time here. I came across this board and I find
It really useful & it helped me out a lot. I hope to give something back and aid others like you aided me.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر